چند روز قبل داشتم تو خيابون راه ميرفتم يه دختر کوچولوی دو سه ساله رو ديدم گير داده بود به مامانش که یخچال ميخوام. حالا منظورش یخچال اسباب بازی بود يا واقعی نمی دونم، اينم نمی دونم که چرا مامانش فکر کرد من ترسناکم چون منو به دخترش نشون داد و گفت: "ببين عمو چی ميگه، هر کی بهونه بگيره بگه چيزی می خوام چی ميشه؟" يه اشاره هايي هم ميکرد که انگار مفهومش اين بود که دعواش کن، بترسونش. دختره هم ساکت شده بود و زل زده بود به من ولی بجای اينکه بترسه داشت می خنديد. خوب منم نامردی نکردم زود گفتم: "مامانش براش می خره".

لينك ثابت و نظرات  ]

دوست داشتم اين حرفا رو به يک نفر بگم، اما بدلايل زياد ممکن نيست. مطمئنا اون يک نفر اينجا رو بلد نيست و چون نمي خوام حرفام ته دلم بمونه همین جا می نويسمشون.
------------------------------
1- آتش زهد ريا خرمن دين خواهد سوخت / حافظ اين خرقه ی پشمينه بيانداز و برو (همين کفايت می کنه.)
2- قبول دارم اينکه آدم بخواد کاملا مستقل از نظرات و انديشه های ديگران زندگی کنه، نه تنها غير ممکن که غير قابل قبوله. مهم ترين دستاورد دنيای معاصر آسانی ارتباط و تبادل انديشه در دهکده ای به وسعت زمين است. اما يگانگی ذات بشری در اين فرآيند نبايد مورد هجوم قرار بگيرد. هر انسان وسعتی است بيکران و ناشناخته که بايد مطابق با سليقه ها و علاقه های خودش ساخته شود. ساده تر آنکه اين بهره برداری انسانی از انسان ديگر چه در حوزه ی انديشه و چه در حوزه ی کارکرد نبايد منجر به نوعی بردگی شود- همان که در دنيای مدرن فراوان تر از دوران برده داری باستان است- .
عزيزم، من از جزييات ماجرا خبر ندارم. شايد واقعا خودت خواسته ای يا شايد منافعی در آن يافته ای که مساله ای به اهميت ازدواج را فدای آن می کنی. اما آنچه من حس کردم اين بود که در جريان ملاحظات و مصالحات با دوستان و به طور اخص آن يک نفر با عمل انجام شده روبرو شده ای. شايد تو ندانی، ولی من غالبا آنچه را که می بينم بيشتر از آنچه می شنوم باور مي کنم. شايد ندانی ولی نمي توانی موضوعی اين چنين را حداقل از من پنهان کنی. اميدوارم هميشه خوشبخت و راضی باشی اما بدان آنکه بلندآستان است گاهی پليدآستين هم هست. اصلا کسی که بخواهد تفکرش را به زور به ديگری تحميل کند مشکل اساسی دارد. خواه آن تفکر زيبا باشد يا زشت چنين کسی نمی تواند الگوی آرمانی کس ديگری باشد. می توانی سيستم تفکر و نظريه ها و ايده های بقيه را بياموزی- که آدم موفق کسی است که چنين ميکند- اما آفت بزرگ اين فتوا همين است که ما دچار آنيم، يعنی مسخ شدن به ديگری و به قول خودت "صددرصد" پذيرفتن شيرازه های تفکر ديگری حتی به ظاهر.
عزيزم، دوست مرشدِ تو که وساطت ازدواجت را به او سپرده ای اگر چه آدم خوبيست و مي توان گمان برد که نيتش خير باشد اما در سيستم انسان شناسی من، نوعی بت پرستِ ايدئولوژی زده است. او کسی است که يک نظام خاص را پذيرفته، چشمها و گوشهايش را بسته و هر چه از جانب بت مورد پرستشش می رسد چون برده ای ناتوان مي پذيرد. خوشبختانه نه تو و نه او اين نوشته را نمی خوانيد وگرنه ممکن بود او به اين جمله ی قبل افتخار هم بکند. بهرحال نجات دين از چنگال اين آرمانگرايان نامنصف وظيفه ی همه ی ماست. باز هم تاکيد می کنم توصيه های چنين افرادی قابل اعتنا و غير قابل اعتماد است. مراقب باش.
انگار بحث بکلی منحرف شده، اما دوست دارم قبل از ازدواج يا هر کاری همانطور که گفتم از خارج سيستم به عنوان بيننده نگاه کنی، شرايط چندی بعد را در حد معقولات پيش بينی کنی، به قلب خودت رجوع کنی و تصميم بگيری. می ترسم فدای اين شوی که فلانی ناراحت است که تو زن نداری و می خواهد ثوابی به واسطه ی وساطت ببرد. به دوست داشتن هم بيانديش که برای زندگی لازم است(دوست داشتن و نه عشق که عشق و عاشقی کلماتی است که تنها در کتابها برای به لجن کشيدن دو آدميزاده خلق کرده اند). باز هم اميدوارم هميشه خوشبخت باشی و يگانه و سربلند.

لينك ثابت و نظرات  ]


 

در حاشيه ی تحصن جات اخير
برا م سياسی شدی، هارت و پورت می کنی؟ تو سياست ميفهمی چيه؟ بگو ببينم سياست با نون مي نويسن يا با سه سه دندونه؟ آخه تو چي می خوای؟ پول دانشگاه آزادت من می دم، شعارش تو ميدی؟ تو نمی دونی من فرش فروشی چه بدبختی می چشم يه لُگمه نون دربيارم واسه شما که رفتی تحصن شدی به مملکت با اون رضا و بهزاد. جوجه به من مي جی تو سياست نمی فهمی؟ کپی اقلی خودت نميفهمی. من خودم يه زمانی پيشه وری بودم. جاهای ديجه هم بودم که به تو هش مربوط نيست. من تو دوسِت دارم اينا بهت می جم. گريبه چه نيستی. اولادمی سن منيم اليمين عصاسی سن. آخه تو چه بدونی اينا تو خودشون ميرن چه جوری ان؟ اين بايرام خان می شناسی؟ خودش با ايناس. خونه همشون رفته فرش تبريز خوباش برده. رفيق شده. ميگه همشون با هم ميرن جکوزی سونا. شلوخ ميکنن، بازی ميکنن بعد بيرون ميان يکی ميشه چپ يکی راست. يکی نهضت آزادی ميشه يکی مگام معظم رهبری. حالا وقتی ميام دکون ازش بپرس تعريف ميکنه تو جکوزی چيه؟ حالا تو برو هی داد بزن، انترنت بخون بگو صلاحیت نکردن. تو چه ميدونی جکوزی چه خبره. ازين به بعد گه خوردی حرف سياست و انتخابات و شورای نجهبان و از اين بی دينيا بزنی؟ فهميدی.

لينك ثابت و نظرات  ]


 

يک نفر به من دروغ گفت
يک نفر که هست و نيست
و گوش من پر از صدای پرصلابت زمانه است
صدای پرصلابت هزار ناموزون
من شنيدم ميگفت: آسمان آبی تر، آب آبی تر، روشنايی در دل
و همه مي گفتند

زندگی خالی بود
نه تپش بود نه سيب
ديگری گفت به من
که دروغی تو دروغ
که فريبی تو فريب

گوشهايم را چسبيدم
اما
حق با او بود
(خودم-ره-)

لينك ثابت و نظرات  ]


 

احمد جنتي ، دبير شوراي نگهبان و خطيب نمازجمعه تهران، امروز بااشاره به کمک هاي انسان دوستانه آمريکا به زلزله زدگان شهرستان بم ، گفت : (( آمريکا کوشيد با فرصت طلبي مساله روابط ايران و آمريکا را مطرح کند ، اما در دهانش زدند.))
وى در عين حال کمک هاى آمريکا را ناشي از سياسي کاري هاى اين کشور قلمداد کرد و افزود: ((ما براى مختصر کمکي ، نمي توانيم همه مسائل را ناديده بگيريم.))
البته آقاي جنتي در ادامه به اينکه چگونه مقامات جمهوري اسلامي با دريافت کمک هاي انسان دوستانه امريکا در دهان اين کشور زده اند هيچ اشاره اي نکرد!
پس از وقوع زلزله ويرانگر جمعه گذشته در شهرستان بم نيروهاي امدادي بسياري به همراه چندين تن کمک هاي انسان دوستانه از آمريکا راهي ايران شدند. چهارشنبه اين هفته نيز دولت پرزيدنت بوش اعلام کرد که به مدت 90 روز محدوديت هاي ناشي از مقررات تحريم عليه ايران را با هدف رساندن سريع کمک به زلزله زدگان رفع کرده است. کاخ سفيد در اين زمينه تصريح کرده بود که مردم ايران شايسته دريافت کمک ها هستند و براي فايق آمدن بر مصيبتي که بر آنها وارد شده به کمک احتياج دارند.
طي روز گذشته تني چند از مقامات بلندپايه ايراني همچون هاشمي رفسنجاني، دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام ، و کمال خرازي، وزير امور خارجه، از اين اقدام آمريکا استقبال کرده بود.
البته آقاي رفسنجاني امروز در تغيير جهتي آشکار نسبت به مواضع روزگذشته خود با اشاره به لغو موقت برخي از تحريم هاي آمريکا و ارسال کمک هاي انسان دوستانه اين کشور به ايران گفت : ((اين مسئله فقط در قالب يک ژست سياسي قابل ارزيابي مي باشد.))
به گزارش خبرگزاري جمهوري اسلامي ( ايرنا) وي در ادامه مدعي شد : ((اينها کمک زيادى نيست زيرا آنها در زلزله رودبار هم تعدادى هواپيما فرستادند و اين مسئله همانند آن دفعه است.))
(منبع)

لينك ثابت و نظرات  ]


Powered by Blogger. Semidream 2003


~ رويای نيمه کاره