1- من امروز خوشحالم. ديروز همين موقع آن‌قدر دلم گرفته‌بود که آسمان را هم يارای همراهی‌ام نبود. روز قبل‌تر عصبانی بودم از کسی و از چهره‌ام دشنام می‌باريد. و فردا.... نمی‌دانم چه خواهد شد. يعنی چه؟ مگه من مسخره‌ی اين حس‌های احمق‌ام؟ نه، ديگه فرقی نمی‌کنه. بذار بخوابم.
2- ديروز رفتم توی سايت رسمی Oracle رجيستر کنم تا بتونم يه چيزايی دانلود کنم. اولين شرطش اين بود که "من شهروند يا تبعه يکی از کشورهای ايران، کوبا و ... نيستم" من تونستم مطلبمو پيدا کنم، اما همش ته دلم فکر می‌کردم که دارم دزدی می‌کنم يا يه کار غيرقانونی. چرا؟ فقط به خاطر اين‌که تو اين خراب‌شده زندگی می‌کنم.
3- اين صفحه‌ی گرد و خاک گرفته يه جورايی شده تابلوی خاطرات من. يادمه چند سال قبل (Yesterday when I was young) با شور و ذوقی که الان فکرش هم متعجب‌ام می‌کنه هفته‌ای چند روز توش می‌نوشتم. از همه‌جا، شعر خاطره، درددل. از جامعه و سياست و دانشگاه و بازی و قصه. يادش بخير. نوشته‌های اخيرم رو که می‌بينم همش حديث نفس خودم‌اند. به اين می‌گن نوستالژی آنلاين.

لينك ثابت و نظرات  ]


 

جملات بريده بريده، که هر کدام مستقل‌اند و زنجيرواربه دنبال هم کشانده‌ام‌شان:
کلام اول شکست بود.
شب شکستنی بود و من نيز هم
عبور کن، که ماندنت سلاح تيره‌ی شب است در برابرم
ويران می‌خواهی‌ام
چه فرقی می‌کند وقتی که حتا همديگر را نمی‌بينيم
ظلمات است که بين من و تو حکم می‌راند
من سرشاراز شک‌ام وقتی که دندان‌های تو را در بازوی‌ام حس می‌کنم
نه، اين جنون غريزی نيست؛ زاده‌ی تنفر است
بوسه‌ای شايد باشد، بوسه‌ای جنون‌آميز
اگر حتا يک دقيقه وقت داشتيم، شايد کمی دل‌مان برای همديگر تنگ می‌شد
ديشب، کنار ِ کابوس‌های هميشگی‌ام، تو بودی و خرده سنگی در کفشت
آن‌قدر دلم برايت سوخت که تا ظهر خوابيدم
شايد به دشتی می‌رسيديم که برهنگی برازنده‌ترين تن‌پوش بود و کفش‌های‌مان را دور می‌انداختيم
خسته شدم
چقدر عوض می‌شويد معشوق‌های هرجايی ِ من
و به راستی کدام‌تان با يکديگر فرق می‌کنيد اگر بهانه‌ای نباشيد برای جنون ِ گريزِ از خود
های بی‌سروپا، اگر گريز ِ از من‌ات چنين آسان بود تمام ِ مبتلايانم را به دشنامی برنده به خدای‌شان می‌سپردم
من راز ِ جاودانگی ِ کلمه‌ام
من شاهزاده‌ی سرزمين ِ انکارشده‌ای هستم که روزی در مدار ِ حيرت و جنون برخواهد خواست
من شهريار ِ ديار ِ تنهايی‌ام
و تو، نفرين بانو
تو خود ِ شکستی
تو کلام آخری

لينك ثابت و نظرات  ]


Powered by Blogger. Semidream 2003


~ رويای نيمه کاره